اگر دین ندارند و آزاده هم نیستند، پناهی جز پروردگار نخواهد بود !
بالاخره پس از پنج سال چالش و کشمکش، دست دسیسه چینان از پس پرده برون افتاد تا آن چنان در تور نامرئی پروردگار گرفتار شوند که گمانش را هم نمی کرده اند ! ( و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین )
گزیده ای پس و پیش شده - با حذف جملات پایه و پیرو - و احتمالن افزودن عبارات و واژگانی به سخنان من در کارگاه های آموزشی تخصصی ام پدید آورده اند تا با استناد بدان، مرا بی اعتبار و آبرو سازند.
پروردگار را سپاس که اصل سی دی ها در اختیار شاگردان کارگاه ها وجود داشت تا بتوان مونتاژ توطئه آمیز و دسیسه جویانه ی بدخواهان بخیل و کینه توزان حسود حقیر را آشکار ساخت.
برای من مایه شگفتی ست که آیا اینان و حامیان معلوم الحال شان، تا این اندازه نادانند که نمی دانند اصل سی دی های کارگاه - با وجود پافشاری های همیشگی من مبنی بر « امانت ماندن تنها برای مرور دوباره » - از سوی مشاوران و روان شناسان شرکت کننده در کارگاه ها در اختیار دوستان نیازمندشان قرار گرفته است و از قشم تا قوچان و از کردستان تا بلوچستان میان دانشجویان و دانش آموختگان رشته های مرتبط دست به دست شده و انتشار این سی دی بیست دقیقه ای ستیزه جویانه و کینه توزانه در میان استادان رشته های مشاوره و روان شناسی از سوی حضرت اشرف، درست نماد و نشان این ضرب المثل خواهد بود که « زمستان می گذرد و روسیاهی به زغال می ماند » ؟!؟
اکنون که حضرت اشرف در قطب شماری معلوم الحال - که به امید پروردگار بخشنده ی مهربان، به زودی رسوا خواهند شد - در هر هنگام و جایگاهی دست به ترور شخصیت من یک لاقبا می زنند، این جانب دیگر به انتشار اصل سی دی های کارگاه های 60 ساعته سکس تراپی و سکسولوژی بالینی در میان استادان، دانش آموختگان و دانش جویان رشته های روان شناسی، مشاوره، علوم تربیتی، مددکاری، حقوق، و جامعه شناسی اعتراض نداشته و نخواهم داشت تا کوشش های شبانه روزی حضرت اشرف و مونتاژگران نادان این سی دی توطئه آمیز و دسیسه جویانه فرمایشی نزد همگان رنگ بازد و حقیقت به پشتوانه پناه بردن من یک لاقبا به دامان بخشنده و مهربان پروردگار به زودی آشکار شود.
حضرت اشرف پیش تر در عزمی عظیم با تخریب و ترور شخصیت
من، کوشید تا برنامه های رادیویی هفتگی ام در رادیو تهران و ... را به
تعطیلی بکشاند و اکنون می کوشد تا مرا از ایران روانه فرنگ کند تا کم دانشی
ایشان و برخی همکاران روان شناس و مشاورشان در عرصه مشاوره و درمان زوج و
خانواده کمتر برجسته و هویدا شود.
عدو شود سبب خیر، اگر خدا خواهد !!
پس از کامیابی در آزمون بورد تخصصی اعصاب و روان ( روانپزشکی ) در شهریور 1386، همواره به دنبال آن بودم که چند سالی برای دانش آموزی در مقطع پی اچ دی سکسولوژی به آمریکا، استرالیا، آلمان و یا انگلستان بروم.
جرات و جسارتم در اجاره کردن مطبی شیک در شمال شهر تهران، در پی فشار حضرت اشرف به مراکز مشاوره و روان شناسی - با عنوان این که بنده بورد تخصصی و مدرک روانپزشکی ندارم - رخ داد؛ اکنون گویا قرار است حضرت اشرف، وسیله سفر تحصیلی ام به فرنگستان شوند !!!
به قول دایی جان ناپلئون:
« ما نداریم از رضای حق گله / عار ناید شیر را از زلزله »
از مراجعان و بیمارانی که توانسته ام در سایه توجه و لطف پروردگار، برای دشواری و دردشان مرهمی گذرا یا دیرپا باشم، صمیمانه خواستارم که در این نبرد نابرابر میان من شهروند درجه هفتمی و حضرت اشرف شهروند درجه یکمی، مرا از دعای نیک خویش بی نصیب نسازند که در این مرز پر گزند، سر بی گناه هم پای دار می رود و هم بر فراز آن گرفتار می شود !!!!
« در کف شیر نر خونخواره ای / غیز تسلیم و رضا کو چاره ای ؟!؟ »
نوشتار « چاه مکن بهر کسی ! » که فردا در صفحه پزشکی روزنامه شرق منتشر می شود، را به حضرت اشرف - قطب عالم امکان جهان روان شناسی و مشاوره - تقدیم کرده و ایشان را به این شعر سعدی بزرگوار در گلستانش فرا می خوانم:
« فهم سخن چون نکند مستمع /
قوت طبع از متکلم مجوی /
فسحت میدان ارادت بیار /
تا بزند مرد سخن گوی، گوی ! »
پانزده سال از سی و هشت سال زندگی ام را وقف بهداشت و سلامت جنسی، زناشویی و خانوادگی این مرز پر گزند ساختم تا من یک لاقبای درجه چندمی در نبردی نابرابر و به دور از عدل علی - که ما را با داستان دادگاه زره اش میان او و مرد مسیحی بزرگ کردند - در برابر حضرت اشرفی با رتبه ممتاز و برگزیده نخست شهروندی، به کوشش برای فروپاشی خانواده و ... متهم شوم !!!!!
حضرت اشرف تا هنگام بی کار و آبرو و اعتبار شدن ( مرگ
روانی ) یا مرگ پیکری، دست از دشمنی بر نخواهد داشت که به کمتر از نابودی
من خشنود نمی شود.
آری، لحظه ی موعود برای من سر رسیده است. برای منی که یک بار در 12 تا 15 سالگی و بار دیگر در 25 تا 30 سالگی از مهاجرت به فرنگ - به عشق کوشش در سازندگی و آبادانی میهن - خودداری کردم.
آری، باید پر کشید و از مرز توطئه سفر کرد.......