مهارت تصمیم به تغییر (آشنایی با مهارتهای زندگی-بخش سی ام)/ستون "ایران نو" روزنامه شرق
آشنایی با مهارت های زندگی
تصمیم به تغییر
دکتر بهنام اوحدی*
بسیاری از آدمیان در تصمیم گیری، به ویژه در تصمیم گیری برای تغییر، دشواری دارند. در راستای تصمیم به تغییر می بایست مهلتی واقع بینانه در نظر بگیریم و احتمال به دست آوردن نتیجه موفقیت آمیز را تخمین بزنیم و سرانجام طبق تصمیم خود عمل کنیم. اگر تصمیم در راستای تغییر موفقیت آمیز بود، می بایست برنامه ای تدوین کنیم تا موقعیت مثبت را حفظ کرده و تهدیدهایی را که سر راه مان وجود دارد، برطرف سازیم. همه این ها نیازمند تصمیم گیری است.
معمولا قاطعیت در تصمیم گیری را یک ویژگی مثبت می دانند. در شرایط بحرانی، تصمیم ها باید لحظه به لحظه باشند و تصمیم های پیشین باید اصلاح شوند تا به سمت نتایج بهتر برویم که این بهتر شدن از طریق بازنگری مدوام تصمیم ها صورت می گیرد. بسیاری از افرادی که در تصمیم گیری دچار تردید و دودلی می شوند، گمان می کنند دیگران این گونه نمی شوند؛ در حالی که مصمم ترین آدمیان هم گاهی دچار تردید و دودلی می شوند.
برخی نگرش های خودآسیب رسان که زیربنای بلاتکلیفی هستند، از این قرارند:
1-نخست باید مطمئن باشم که هر تصمیمی که می خواهم بگیرم درست است.
در واقع چنین تضمینی وجود ندارد؛ تا هنگامی که دنبال چنین تضمینی هستیم، همان گونه بلا تکلیف خواهیم ماند. بهترین کار این است که بر پایه داده های موجود تصمیم گیری کنیم و در همان حال برای منفی بودن نتایج احتمالی، تدبیری بیندیشیم. باید بدانیم که مبنای تصمیم های درست یا نادرست، بازنگری است، نه آینده نگری.
2-هنگامی که تصمیم می گیرم، باید راحت و آسوده باشم.
برگزیدن از بین دو تصمیمی که هر دو مزایای مثبتی دارند، می تواند باعث ناراحتی ما شود، چون می دانیم که نمی توانیم از مزایای تصمیمی که کنار می گذاریم، چشم پوشی کنیم. در حالی که بهتر است از برخی مزایای مثبت بهره بگیریم تا این که همه آن ها را از دست بدهیم. باید راحت طلبی را کنار بگذاریم و با به تاخیر انداختن تصمیم گیری نهایی، هر روز به ناراحتی خود نیفزاییم. اگر به دنبال راحتی هستیم، باید بدانیم که این حالت معمولا پس از تصمیم گیری درست پدید می آید نه پیش از آن.
3-باید مطمئن باشم که تصمیمم درست است چون اگر اشتباه کنم نشانه آن است که آدم ناشایست و نادانی هستم.
چنین نگرشی می تواند عزت نفس ما را خدشه دار سازد. حتا اگر تصمیم ما نادرست باشد، با این وجود چنین کاری نشانه ناشایستگی و نادانی ما نیست. البته اگر در یک حوزه زندگی دایم تصمیم های اشتباه بگیریم، باید بدانیم که در زمینه مهارت تصمیم گیری کاستی داریم و باید به آن توجه کنیم. کردار ما برابر با شخصیت ما نیست، پس نباید بر این پایه به خود انگ و برچسب بزنیم چرا که آدمی موجودی جایزالخطا است. اگر ما به واقع ناشایست و نادان باشیم، باید در درازای زندگی مان هر تصمیمی که می گرفته ایم نادرست بوده باشد. با چنین نگرشی نمی توان از اشتباهات درس گرفت و دگرگون شد.
4-برای این که تایید دیگران را از دست ندهم، باید درست تصمیم بگیرم.
می توان چنین در نظر گرفت که زیربنای بلاتکلیفی نیاز به تایید شدن از سوی دیگران است، به ویژه هنگامی که قرار است تصمیم های مهم و سرنوشت سازی بگیریم. اگر چه تایید دیگران خوشایند است، اما به واقع لازم و ضروری نیست و نگرشی واقع بینانه تر به ما کمک می کند تا در برگزیدن تصمیم های طاقت فرسا، راسخ تر عمل کنیم.
سبک های تصمیم گیری آدمیان با یکدیگر تفاوت دارد. آدم ها در شرایط گوناگون به شیوه های گوناگون تصمیم می گیرند. سبک های تصمیم گیری به گونه زیر هستند:
1-شتاب زده و بی درنگ و اندیشه
2-فرمانبردارانه (مطیع)
3-منطقی
4-هیجانی
5-شهودی
6-با شک و تردید
ممکن است ما در تصمیم گیری درباره پیشه مان منطقی باشیم؛ در قضاوت درباره مردم شهودی عمل کنیم؛ درباره همسرمان تصمیم گیری مطیعانه داشته باشیم؛ درباره فرزندان مان احساسی و هیجانی تصمیم بگیریم؛ در برگزیدن شیوه کاهش وزن تردید و دودلی داشته باشیم، و درباره مسایل پیش پا افتاده بی درنگ و اندیشه تصمیم بگیریم.
اگر به هنگام تصمیم برای تغییر ذهن مان زیاد برانگیخته نشود و هیچ گونه فشار روانی نداشته باشیم، ممکن است به دلیل بی توجهی یا آسان گیری بیش از اندازه، تصمیم های نادرستی بگیریم و اگر زیر فشار روانی زیادی باشیم، شاید راه حل های گوناگون را با دقت و جدیت لازم ارزیابی نکنیم. بنابراین بهتر است که هر وقت در حالت تعادل روانی نیستین، تصمیم گیری درباره مسایل مهم را به تعویق بیندازیم و به راه حل هایی بیندیشیم تا دوباره تعادل خودمان را به دست بیاوریم.
در تصمیم گیری باید سودمندی ها و زیان های کوتاه مدت و درازمدت هر تصمیم را پیش چشم و ذهن بنشانیم و با یکدیگر مقایسه کنیم و بیندیشیم که با برگزیدن هر تصمیم در طی سه، شش و دوازده ماه بعد چه تغییری خواهیم کرد. از بین گزینه ها، گزینه ای را باید برگزینیم که کمی بهتر است. حتا اگر تصمیم ما نادرست باشد، باید خشنود باشیم که کوشش خود را کرده ایم و در آینده می توانیم از آموزه های خودمان برای تصمیم های بعدی سود جوییم.
به هر حال باید بدانیم که تصمیم گیری کاری تحلیلی و نوآفرینانه (خلاقانه) است. برای اندیشیدن نوآفرینانه (تفکر خلاقانه) باید برای مدتی اندیشیدن انتقادی را کنار بگذاریم تا در ذهن مان ایده ها و اندیشه های نوینی شکل بگیرد. اهمیت بیش از اندازه دادن به حرف مردم یکی از موانع بزرگ اندیشدن نوآفرینانه است. هنگامی که چنین بیندیشیم که ممکن است دیگران ما را به واسطه تفکر و تصمیم مان طرد یا تحقیر کنند، خلاقیت های مان را خفه خواهیم کرد و به بردگان روانی تبدیل خواهیم شد که زنجیرهای شان به جای پا، به مغزشان بسته شده اند. آدمی باید بیشتر به خشنودی خودش بیندیشد تا خشنودی دیگران. اگر چند وقتی چنان رفتار کنیم که انگار آن گونه هستیم، پس از مدتی می بینیم که همان گونه شده ایم.
برای دگرگون شدن (تغییر) باید خطر پذیری داشت. خطرپذیری به ما این امکان را می دهد تا اعتماد به خویشتن مان را افزون سازیم، خودمان را بپذیریم، در رویارویی با دشواری ها از اشتباهات خودمان بیاموزیم و شانس دستیابی به آماج مهم را پیدا کنیم. باید با این ایده و اندیشه تصمیم بگیریم که دگرگونی (تغییر) تا چه اندازه می تواند در راستای چیرگی بر مشکلات، به ما یاری رساند و این امکان را فراهم آورد که اندیشه ها و آموزه های نوین را بیازماییم.
*روانپزشک و رواندرمانگر مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی