بیشتر مکمل، گاه جایگزین (آشنایی با طب مکمل و جایگزین) / ویژه نامه روزنامه شرق
آشنایی با طب مکمل و جایگزین
بیشتر مکمل، گاه جایگزین
هر روز در ایران و جهان به شمار افرادی که خود را متخصص و کارشناس یکی از شیوه های طب مکمل و جایگزین می شناسانند، افزوده می شود. برخی بیماران که به روانپزشکان یا دیگر پزشکان مراجعه می کنند، ممکن است با سود جستن از یک یا چند شیوه درمانی مکمل یا جایگزین یا مصرف مکمل های بی نسخه عصاره های گیاهی، یوگا یا مراقبه و مانند آن به درمان مشکل روحی – روانی یا پیکری خود بپردازند. این شیوه ها ممکن است سودمند یا ناسودمند بوده و به ویژه در برابر بیماری های جدی پیکری همچون بدخیمی ها خطرآفرین و فاجعه آمیز باشد.
طب مکمل و جایگزین به معنای شیوه های پیشگیری و درمانی است که شیوه اثربخشی آن ها با دانش سنتی طب مرسوم زیستی متفاوت است. برخی مولفان در این باره واژه طبابت را به درمان برتری می بخشند؛ چرا که شیوه اثربخشی بالینی و درمانی آن ها هنوز کاملن اثبات نشده است. واژگان طب یکپارچه یا کل نگر نیز برای توصیف این رویکردهای درمانی به کار می روند.
طب زیستی مرسوم در جهان مبتنی بر روش علمی است. یعنی سود جستن از آزمایش برای اثبات یک فرضیه یا تعیین احتمال یک نظریه. بیشتر افرادی که از روش های طب مکمل و جایگزین سود می جویند، باور دارند که بیشترین سودمندی بالینی از این شیوه ها هنگامی به دست می آید که این روش ها در کنار درمان های متعارف به کار گرفته شوند.
دعا، مراقبه (مدیتیشن)، درمان دستی (کایروپراکتیک)، یوگا و درمان های مبتنی بر رژیم غذایی از جمله شایع ترین شیوه های طب مکمل و جایگزین بوده اند؛ رایج ترین فرآورده های طبیعی مورد استفاده، اکیناسه، جن سینگ، جینکوبیلوبا، عصاره سیر، گلوکوزامین و چای سبز بوده اند. شایع ترین مشکلاتی که در درمان آن ها از این شیوه ها سود جسته شده اند، کمر درد، سردرد، گردن درد و مانند آن بوده اند.افراد دارای تحصیلات بالاتر، زنان، سیگاری های ترک کرده و افرادی که به تازگی بستری بوده اند، بیشتر از روش های طب مکمل و جایگزین سود می جویند.
هر چند طب سوزنی و فشاری، یوگا، مراقبه (مدی تیشن) در درمان اختلالات روحی – روانی و روان تنی سودمند و اثربخش بوده اند، اما اکیناسه، گلوکوزامین و چای سبز در بیشتر موارد اثری بیشتر از دارونما نداشته اند. بسیاری از پزشکان طب زیستی، بیشتر روش های طب مکمل و جایگزین را مبتنی بر اصول علمی شناخته شده ندانسته و آن ها را شیادی برمی شمرند.هر چند برخی از شیوه های درمانی طب مکمل و جایگزین سده ها پیشینه و پشتوانه تجربی دارند و باورمندان بدان ها نادیده انگاشتن و بی ارزش برشمردن آن ها از سوی پزشکان طب زیستی مرسوم را عملی گستاخانه می دانند. به هر حال برخی از شیوه های درمانی طب مکمل و جایگزین همچون طب سوزنی و درمان دستی (کایروپراکتیک) زیر پوشش سازمان های پاسداری سلامت و بیمه قرار گرفته اند.
تلقین اثرات درمانی نیرومندی – به ویژه در کوتاه مدت – دارد و اثر اثبات شده دارونما – که در آن ماده ای خنثا در درمان یک اختلال (بیماری) موثر می شود – اهمیت برهمکنش ذهن و پیکر را نشان می دهد. بسیاری از پزشکان و به ویژه روانپزشکان با تاثیر ذهن روی تن و اثرات عوامل روانشناختی در سلامت و بیماری آشنا هستند. هم اکنون در بیش از نیمی از دانشکده های پزشکی ایالات متحده آمریکا دوره های طب مکمل و جایگزین ارائه شده و در بسیاری از آن ها مراکزی برای پژوهش در این باره بنیان گذاشته شده است که روانپزشکان، متخصصان طب داخلی و ... در آن مشغول به فعالیت هستند تا هویدا شود که کدام یک از ادعاهای فراوان شیوه های گوناگون طب مکمل و جایگزین که تاکنون شناسانده شده اند، ارزش علمی داشته و می توانند در کارآزمایی های دقیق بالینی سربلند برون آیند.
شیوه نوینی که روانپزشکی تلفیقی نامیده می شود، می کوشد تا به گونه گزینشی برخی از شیوه های طب مکمل و جایگزین را در روش های طبابت بگنجاند. روانپزشکان پیرو این شیوه نه تنها به مسایل و برهمکنش های ذهن و تن می نگرند، بلکه ارزش های روحانی و معنوی را نیز پیش چشم و ذهن شان می نشانند. روانپزشکی تلفیقی بر پیشگیری از بیماری ها پافشاری داشته و بیماران را وامی دارد به دگرگون ساختن سبک زندگی شان از جمله اصلاح رژیم غذایی و گنجاندن ورزش در برنامه روزانه یا هفتگی توجه کنند. در این مکتب، برای کاهش استرس از یوگا، مراقبه (مدیتیشن)، آرمیدگی (ریلکسیشن) سود جسته شده و به عوامل استرس زای مربوط به روابط بین فردی و کار توجه می شود.
برخی از روش های طب مکمل و جایگزین همچون موسیقی درمانی، مراقبه (مدیتیشن)، یوگا، ورزش،درمان با حرکات موزون، انواع مختلف ماساژ از جمله آیورودا، درمان با حیوانات خانگی، طب سوزنی و فشاری و ... را همراه با بسیاری از اندیشه ها و باورهای مذاهب شرقی را می توان در رواندرمانی های کلاسیک تلفیق نمود. ماساژ، مراقبه (مدیتیشن)، آرمیدگی (ریلکسیشن) و یوگا از جمله برترین شیوه های کاهش استرس و تنش و درمان اضطراب، اختلالات روان – تنی، افزایش فشار خون و بیماری های عضلانی – اسکلتی هستند که در دهه های اخیر در جهان غرب مورد توجه ویژه شمار فراوانی از دلخستگان جهان صنعتی قرار گرفته اند. زمانی هیپنوتیزم و پسخوراند زیستی (بیوفیدبک) در زمره درمان های مکمل و جایگزین برشمرده می شدندو بیرون از جریان اصلی روانپزشکی قرار داشتند. هم اکنون این روش ها در روانپزشکی مرسوم گنجانده شده اند. برای نمونه، روانپزشکان از هیپنوتیزم در درمان برخی اختلالات روانپزشکی سود می جویند و کمک می کنند تا بیمار احساسات و خاطرات واپس زده اش را که به طریق دیگری قابل دستیابی نیستند، باز یابد.
جایگزین ساختن مطلق دارودرمانی و رواندرمانی های شناختی – رفتاری یا روانکاوانه با شیوه های طب مکمل و جایگزین بدون نظارت متخصصان روانپزشکی و داخلی کنشی نابخردانه بوده و در مواردی می تواند پیامدهای جبران ناپذیری همچون گریز از خانه، خودکشی و ... به دنبال داشته باشد. بنابراین رویکرد درست و منطقی آن است که برای سود جستن از این گونه درمان ها و به ویژه جایگزین ساختن دارودرمانی و رواندرمانی با متخصص روانپزشکی و طب داخلی مشورت شود.
*روانپزشک و رواندرمانگر مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی