عشق نوستالژیک آتشین به اتول آنتیک و کلاسیک بالاخره نیک فرجام شد !



مثل خوره به جانم افتاده بود؛ امان نمی داد !

عشق نوستالژیک آتشین به ماشین های آنتیک و کلاسیک را می گویم.

از شمال تا جنوب و شرق تا غرب تهران را کاویدم؛ روزها و ساعت ها؛ شاید چهل روز، و به طور متوسط هر روز چهار ساعت.

خودروهای فراوانی دیدم، هر چند گمشده ی سی و سه ساله ام، کادیلاک 1959 بود؛ ترجیحن: الدورادو بیاریتز که یکی اش را یافتم اما صاحبش فروشنده نیست !

نزدیک بود به یک فورد موستانگ کوپه 1965 توقرمز و حتا یک فولکس واگن 1968 توسرخ رضایت دهم که خدا را شکر جور نشدند !!







چند هفته پیش، بالاخره دیگر گمشده واقعی ام - فورد موستانگ کروک ( کروک فابریک ) 1967 - و هفته پیش، آن یکی گمشده ام - بنز اس ال 350 مدل 1972 - را یافتم و هر دو را با درنگ شایسته و بایسته، بی هیچ تردیدی خریدم تا ناکامی خرید بنز اس ال 190 کروک و 300 گالوینگ و نیز کادیلاک 1959 الدورادو بیاریتز فرو گذارد؛ از قدیم گفته اند: « گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی » !!!

پروردگارا فراوان و گران تو را سپاس که این بار ناکامم نساختی...





مهارت های زندگی (2): مهارت افسار زدن بر استرس روزمره / ویژه نامه روزنامه شرق


مهارت افسار زدن بر استرس روزمره

 

دکتر بهنام اوحدی*

 

یکی از مهارت های مهم در زندگی امروزی، مهار و افسار زدن بر استرس است؛ استرس به معنای نیرو، فشار و اجبار بوده و بهترین واژه برابر با آن « فشار روانی » است. هر بار دوباره سازگار شدن آدمی با شرایط و ایستارهای نوین با چنین فشاری همراه است. استرس می تواند ناچیز، اندک، معمولی ( متوسط ) و سهمگین ( شدید ) باشد. برخی استرس ها سازنده و برخی ویران کننده اند. نیز می توان استرس ها را به کوتاه مدت، میان مدت و درازمدت تقسیم کرد. به طور کلی، استرس در پی برهمکنش درون آدمی با پیرامون او پدید می آید. هر پیشه ای، فشارهای ویژه خود را دارد و چنان که این فشارها اندک و افسار شده باشند، اثر ویرانگر و مختل کننده ندارند. بنابراین در زندگی مدرن امروزی گریزی از پذیرش فشار روانی بر دوش آدمی نخواهد بود و نباید بیش از اندازه از این واژه دچار ترس و هراس شد.

فشار روانی افسار نشده در درازمدت می تواند سبب فرسودگی ها و پریشانی های پیکری، روانی و اجتماعی شود و کارآیی آدمی را به گونه ای ژرف و گران کاهش دهد. به طور کلی، فشار روانی ( استرس ) و کارآیی رابطه ای واژگون با یکدیگر دارند؛ یعنی هر چه استرس بالاتر رود، کارآیی آدمی پایین تر می آید. برخی استرس ها، همانند رخدادهای پیش بینی ناپذیر چون زلزله و ...، افسار و مهارناپذیر و برخی همچون بحران های مالی و خانوادگی، چاره پذیر و در چهارچوب نشین هستند.

چنان چه استرس های افسارشدنی، مهار نشوند، می توانند پس از چندی، به بیماری های قلبی عروقی، گوارشی، غددی، عصبی و روانی بینجامند. بنابراین، باید بیاموزیم که چه گونه با استرس روبه رو شویم و آن را مهار کنیم. شیوه های پیشنهادی زیر راه هایی علمی و عملی در این باره هستند:

1-     دوراندیشی و برنامه ریزی درست: اگر برای دشواری های زندگی، در رابطه با تحصیل، کار، ازدواج، فرزند آوردن، ارتقای اجتماعی – اقتصادی و ... دوراندیشی خردمندانه و برنامه ریزی درست داشته باشیم و رخدادهای منفی و مثبت احتمالی را در این برنامه ریزی به گونه ای واقع بینانه پیش چشم و ذهن بنشانیم، می توانیم تا اندازه فراوانی فشار روانی فرود آمده بر دوش مان را مهار ساخته و کاهش دهیم. این برنامه ریزی می بایست در چهار زیرگروه روزانه، هفتگی، ماهانه و سالانه انجام شود.

2-     خوش بینی، امیدواری و مثبت اندیشی به جای نگرانی، ناامیدی و منفی گرایی در زندگی روزمره

3-     دید گسترده و درک ژرف داشتن که به بردباری و شکیبایی در برابر رخدادهای خرد زندگی می انجامد.

4-     در پیش گرفتن کنش های لذت بخش به جای پافشاری بر انجام کارها و کردارهای ملال آور ناخوشایند

5-     دگرگون ساختن هر از چند گاه روال زندگی برای گریز از یکسان و یکنواخت شدن الگو و سبک زندگی

6-     مراقبت و مواظبت از سلامت پیکری از طریق ورزش ملایم و متوسط منظم، همچون پیاده روی در پارک، کوه پیمایی، شنا و ...

7-     گردش های هفتگی یا دو هفته یک بار در دامان طبیعت برای جدا شدن از قطار شتابان زندگی پر فشار مدرن امروزی

8-     اندیشیدن به رخدادها و رویاهای شیرین و دلنشین زندگی

9-     آرام سازی از طریق آرامش گام به گام ماهیچه ها و عضلات پیکری

10-سود جستن از حساسیت زدایی منظم زیر نظر رفتار و روان درمانگر برای کاستن از ترس و هراس برآمده از استرس

11-رفت و آمد و نشست و برخاست های هر از چند گاه سازنده و تنش زدا با بستگان، دوستان و آشنایان

12-بخشودن گفتارهای نادرست و کردارهای ناپسند دیگران برای رها شدن از فشار روانی بازبینی دوباره و چندباره کردار و پندار ایشان

13-به جای فرو رفتن در خیال و وهم، واقعیت های تلخ زندگی روزمره تان را پذیرفته و بدانید که در زندگی، هرگز گریزی از ناکامی نبوده و نخواهد بود. شکوهمندترین کاخ ها بر فراز ویران ترین ویرانه ها ساخته و برپا داشته شده اند. شکست های دیروز و امروز همواره پل پیروزی و مایه سرافرازی آدمیان خلاق و خودشکوفا بوده اند.

14-در برابر رخدادهای ناگوار چاره ناپذیر زندگی، پس از « پذیرش واقعیت »، به « تحمل »، « توکل »، « توسل »، « رضا »، « صبر »، « امید » و « دعا » رو آورید.

15-زندگی این دنیا بازیچه ای بیش نیست؛ چنته و کفه « جبر زیستی، روانی، اجتماعی و جغرافیایی » در پیشبرد سرنوشت تان را به حساب آورید و بدانید که همه زندگی، اراده و اختیار نیست.   

 

 

*روانپزشک و رواندرمانگر مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی

مهارت های زندگی (1): مهارت مهار موج خشم / ویژه نامه روزنامه شرق


 

مهارت مهار موج خشم

 

دکتر بهنام اوحدی*

 

پیشینه پرخاشگری و خشونت به تاریخچه پیدایش آدمی باز می گردد. اگر قتل بیش تر شامل بیگانگان می شود، خشونت و پرخاش کرداری ست که بیشتر به همکاران، آشنایان و بستگان سمت و سو پیدا می کند. در بروز این کردار، جنبه های زیستی– از جمله عوامل ژنتیک و ارثی – نقش فراوان دارند، اما «پدیده ی نقش پذیری»، یعنی یادگیری کردار پرخاشگرانه و خشونت مآبانه در روند آموزش و پرورش - به ویژه در دوران کودکی و نوجوانی - جایگاهی بنیادین و چشم ناپوشیدنی دارد. از این دیدگاه پرخاشگری یک نوع از کردار اجتماعی آموخته شده است که طی فرآیند «پاداش» - افزایش دوپامین و نور اپی نفرین در راه ها و جایگاه های مربوطه ی مغزی - تقویت می شود. فرضیه «سرخوردگی – پرخاشگری» نیز طی پژوهش های مکرر مورد پشتیبانی قرار گرفته است.

هر چند آموزش راهبردهای مدارا و سازگاری با محدودیت ها و تنگ نظری های اجتماع، گزینه نخست و بنیادین است، اما به نظر می رسد پدید آوردن امکان ارضای درست و مناسب تکانه های شورآفرین در خانواده و اجتماع راهبردی سودمند و اثر گذار در کاهش بسامد پرخاش و خشونت است.

الگوهای زندگی مدرن و صنعتی امروزی، به ویژه در زندگی شهرنشینی ، عاملی دیگر برای افزایش برانگیختگی فیزیولوژیک آدمیان است که امکان و احتمال انجام کردار پرخاشگرایانه از سوی آدمی را فزونی می بخشد. از جمله مهم ترین این الگوها می توان به رقابت ها و چالش های حرفه ای پیگیر و تنگاتنگ اشاره نمود. افزایش شمار آدمیان عاملی مهم در پیدایش این رقابت ها و چالش هاست؛ چرا که توان کارآفرینی محدود و نامتناسب بوده و بنابراین بسیاری از افراد در یافتن کار مناسب و دست یابی به مزایای مادی آن ناکام می مانند.

افزون بر این چالش های اقتصادی، کشمکش های سیاسی و نیز دگرگونی های شتابان فرهنگی - اجتماعی از دیگر الگوهای زندگی آدمی در سده اخیر است که می تواند به ستیزها و کینه توزی های بیهوده و آسیب زا انجامد که خود چرخه ای دیگر از «ناکامی – سرخوردگی - خشم» و «کنش و واکنش پرخاشگرایانه» را آغاز می کنند.

 

شیوه های مهار خشم

1-     به افکار منفی کمتر بها داده و بیندیشید. افکار منفی ای که به خشم و دلشوره تان انجامیده است، را با افکار مثبت تری جایگزین کنید.

2-      همواره پیش چشم و ذهن بنشانید که فشارهای ریشه گرفته از تنش، توانمندی های تان را هدر می دهد و پرخاش شخصیت تان را مخدوش می سازد.

3-      هنگام تنش و فشار عصبی، از مکان و موقعیت رخ دادن آن دور شوید. اندکی تنها قدم زدن، پرتاب دارت یا گوی های بولینگ، رفتن به استخر و جکوزی، یا انجام ورزش یا سرگرمی خوشایندتان جایگزین مناسبی می تواند باشد.

4-     بدین واقعیت بیندیشید که شاید زندگی و گیتی خیلی هم بد نباشد و افکار ناگوار و منفی تان مشکل را پیش چشم و ذهن تان برجسته و درشت ساخته باشد.

5-       به راه چاره و شیوه حل مشکل بیندیشید، به جای آن که با خشم و پرخاش بخواهید از عزت نفس تان دفاع کرده و به آماج تان دست یابید.

6-     چشمداشت های تان را کاهش دهید تا سرخوردگی های تان کمتر شود.

7-     ناهمنوایی دیگران با پندار و کردار ما، نشانه اشتباه، اشکال یا شکست نیست؛ هر چند اشتباه، اشکال و شکست هم نشانه کاستی شخصیت نیست، بلکه می تواند پل پیروزی باشد.

8-     به جای خشم و پرخاش، در برابر انتقاد پذیرا و شکیبا باشید؛ چرا که انتقاد، پرسشگری ست نه سرزنش و نکوهش ! اصلاح در پی انتقاد لازمه کامیابی و سرفرازی است، هر چند باید به یاد داشته باشید که همه حقیقت نزد خرده گیران نیست.

9-     همچون پروردگار، بخشنده و مهربان باشید؛ خورشید مهر و لطف تان را همواره برای همکاران، آشنایان و خاندان تان، درخشان و فروزان نگاه دارید و بدی های آن ها را به گذشت و بخشایش بدرقه کنید.

10-در صورت ناکامی در مهار خشم، برای یک دوره کوتاه، از دارو و رواندرمانی زیر نظر متخصص اعصاب و روان سود جویید.

 

*روانپزشک و رواندرمانگر مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی

 

 

دیو آز ( آشنایی با روانشناسی حرص و طمع ) / صفحه پزشکی روزنامه شرق


آشنایی با روانشناسی حرص و طمع

 

دیو آز

 

دکتر بهنام اوحدی*

www.iranbod.com

 

 

 

نخستین نافرمانی در برابر پروردگار از سه چیز ریشه گرفت: غرور شیطان، آزمندی آدم و حسادت قابیل.

دیو آز از درون بر دل و جان آدمیان چیره شده، و روح و روان او را به حرص و طمع آلوده می سازد؛ آن گاه به ستم به دیگران و زیر پا گذاشتن مال و جان شان در راستای آزمندی های خود دست می یازند.

واقعیت این است که برپایی تمدنی سالم فقط به پشتوانه دل‌های درست ممکن است و تا هنگامی که وجدان‌ آدمیان راست مدارانه و رشد یافته نشود و خواست ها پاک نشود، هرگز از سرکشی‌ های آدمی کاسته نخواهد شد .چرا که در سرشت آدمیان، از کودک تا کهنسال، انبوهی سهمگین از شهوات نفسانی جا گرفته است. از این رو آدمیان به آسانی و سادگی به درندگانی دگرگون می شوند که پیدا و پنهان به چپاول و کشتار یکدیگر می‌پردازند. پس شگفت انگیز نیست که می بینیم همه مذاهب آسمانی و مکاتب زمینی که رستگاری آدمیان را در آماج خود نشانده اند، گردآورده‌ای از آداب و آیین و اندرز و رهنمود را با خود همراه داشته باشد، بلکه چنگال و دندان این دیو درون آز را کوتاه کنند.

آزمندی و حرص و طمع ورزی، پدیده ای سرشتی و غریزی در درون آدمیان است که از اندرون دل و پنهان پندار، در لابه لای گفتار و کردار ایشان پیدا می شود؛ هر چند آدمیان آزمند گمان می کنند که دیگران نمی فهمند، اما آهنگ گفتار و گونه واژگان، نشان دهنده پندار و خمیر مایه اوست و هرگز در پشت پرده های نیرنگ  پنهان نخواهد ماند؛ چرا که از کوزه همان تراود، که در اوست !

دیو درون آز، آدمی را به بند شهوت نام و مال و مقام و ماندگاری کشانده و هراس از مرگ – این واپسین سفر ناگریز – را بر تار و پود و دل و جان آدمی چیره می سازد. آنان که با حرص و طمع، روزهای زندگی شان را سپری می کنند، همواره در بند و گرفتارند و به آزادی و آزادگی دست نخواهند یافت. آزمندی و طمع ورزی، آسان و شتابان، آدمیان را به وادی بردگی می کشانند که در آن، خردها در بند و خواست های آزمدارانه بر تخت پادشاهی اند. آدمیان در بند و گرفتار آزمندی و طمع ورزی، دنیا دیده و پیشکسوت هم باشند، نابرخوردار از خردمندی و حمکت هستند، چرا که دیو آز، خرد و حکمت از دل دانایان و دانشمندان می زداید. این گونه است که در همه مذاهب آسمانی و مکاتب زمینی که رستگاری آدمیان را در آماج نشانده اند، آزمندی و طمع ورزی را ریشه و سرچشمه ویرانی و فروپاشی شایستگی و بزرگ منشی آدمیان شناسانده اند.

رهایی از چنگال این دیو درون، فقط با برخورداری از بسندگی و بزرگمنشی (قناعت و مناعت طبع) می تواند فراهم شود؛ اما این بدان معنا نیست که آدمی از کوشش خودداری و پرهیز کند و به اندک بسازد و به نابرخورداری و فقر بسنده کند !! بلکه به این معناست که آدمی در پس پشتکار و کوشش،  به آن چه « روزی و قسمت » او بوده خشنود باشد و از چشم داشتن و حسادت به دستاورد دیگران خودداری کند.

این به سخت کوشی، پشتکار و کوشش شبانه روزی ارتباط دارد؛ چرا که کسی می تواند به دستاوردهای دیگران چشمداشت نداشته باشد که در زندگی به پشتوانه خود گام بردارد و نیازمند آویزان شدن به این و آن و سرسپردگی ظاهری یا واقعی نباشد.

ممکن است کسی توانگر، دارا و برخوردار باشد و در کنار سخت کوشی و پشتکار فراوان، به بسندگی و بزرگمنشی بهره مند باشد و در همین حال تنگدستی به ظاهر درویش پیشه، تا ژرفای دل و جان گرفتار چنگال دیو آز باشد و بکوشد آسان خواهی و تن پروری و کم کنشی اش را با پوستین درویش مسلکی بپوشاند و توجیه کند.

چنین بسندگی و بزرگمنشی ای، پدید آورنده یک آرامش سازنده و رشد دهنده درونی پایدار و ماندگار است که آدمی را از خستگی و هرزگی بی هوده و اندوه ناگوار و ماندگار رهایی بخشیده و او را بی درنگ آماده جان فشانی و فداکاری آزاده وار خواهد ساخت.

اما چیره شدن منش و خوي آزمندي، آرامش را برای همیشه از آدمی می ستاند تا همواره در درد و دشواری و رنج و عذاب روحي به سر برد. چرا که فزوني خواهي آدمیان آزمند بدان می انجامد که آنان از آن چه دارند، لذت نبرند و همواره در جست وجوي آن چه دور از دسترس ايشان و نزد دیگران است، کوشش بي هوده كنند. اين همان دوزخ دایمی آدمیان آزمند است که آنان را از كرامت و شرافت فرسنگ ها دور مي سازد.افسوس که آدمیان آزمند این گرفتاری در گرداب خواری و فرومایگی را نمی بینند و بیماری آزمندی شان را با بلندپروازی اشتباه می گیرند.

حسادت، بخل، کینه توزی و ستیزه جویی، همه و همه سرشاخه ها و برآمدهای دیو درون آز هستند. پیآمد واپسین آزمندی، برای آدمی فرومایگی ماندگار خواهد بود، هر چند در کوتاه مدت با دستاوردهای سترگ همراه بوده باشد.

 

*روانپزشک و رواندرمانگر مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی

 

شناخت نقش خویشتن / صفحه پزشکی روزنامه شرق

 

در لزوم شناخت توانمندی های پنداری و کرداری فرزندان

 

 

شناخت نقش خویشتن

 

 

دکتر بهنام اوحدی*

www.iranbod.com

 

بسیاری از پدران و مادران در این مرز پر گزند، به ویژه در دهه های گذشته و گاه هنوز، فرزندان شان را وادار به پیگیری خواست ها و پسندهای شان – شاید رویاهای ناکام و آرزوهای از دست رفته خودشان - ساخته و در عمل، آن ها را بدون شناخت توانمندی های پنداری و کرداری شان، برای سال ها و دهه ها به بی راهه می رانند.

چندی پیش دوستی کتاب «شغل مناسب شما چیست؟» انتشارات نقش و نگار را پیش دستم گذاشت و به عنوان سرگرمی مرا وادار به انجام آزمون های روانشناختی آن ساخت. زیر نظر بزرگوارانه ایشان با فرجام به چنگ آمده به صفحه مشاغل مناسب با تیپ شخصیتی ام شتافتیم؛ در گروه علوم تجربی «روانپزشکی»، در گروه علوم انسانی «روزنامه نگاری، روانشناسی، مردم شناسی و جامعه شناسی» و در گروه هنر «سینما» گزینه های نخست متناسب بود؛ بی راهه ره نپیموده ام ! نقش خویش را درست شناخته بودم.

نیک به خاطر دارم که با آن که مادرم، در جاری شدن کتاب و فیلم و سینما به ذهنم نقش آسان و شتابان ساز داشت، اما می پسندید که اکنون که برخلاف پسندش مهندسی رها ساخته و گام به پزشکی گذاشته ام، رادیولوژیست یا جراح پلاستیک شوم. پدرم، در جایگاه جراح زنان و زایمان، یکی از تخصص های یورولوژی، جراحی پلاستیک، ارتوپدی یا بیهوشی را برایم مناسب می دید. اما من تازه برون آمده از سرگشتگی فلسفی سال های میانه پزشکی، در کوران آن دوران نوستالژیک اصلاحات، سودای «جراحی اجتماع» داشتم. مادر و پدرم هر دو سخت مخالف ادامه تحصیل در روانپزشکی بودند.

در هنگامه ما، گام گذاشتن به رشته های علوم انسانی (فرهنگ و ادب) در دوره دبیرستان، جزو خطاهای نابخشودنی و جبران ناپذیر بود. از کودکی به تاریخ، انشا، ادبیات، سینما و ورزش عشق می ورزیدم و پس از این ها، علوم تجربی را به ریاضیات برتری می بخشیدم. در هنر، به ویژه رسم و نقاشی ریپ می زدم و در این دو، از توانمندی و بردباری لازم به کلی نابرخوردار بودم و از پس «چشم چشم دو ابرو، دماغ و دهن و یک گردو» هم بر نمی آمدم ! هر چند، خط خوشی داشتم و میانه ام با قلم درشت و مرکب خوب بود، با آن که در اهمیت فراوان آن روزگارش تردید داشتم.

شاید اگر دوران دبیرستان من در مهر ماه 1377 آغاز می شد، احتمال فراوان داشت که من دوره متوسطه را در رشته علوم انسانی آغاز کنم و هرگز گام به دنیای پزشکی نگذارم؛ اما در سال 1365 ، مگر می بایست نادان یا دیوانه می بودیم، که چنان سویه و گزینه ای برمی گزیدیم. ما رشته ریاضی و علوم تجربی ها حتا اجازه گام نهادن به ساختمان دانش آموزان رشته های فرهنگ و ادب و اقتصاد دبیرستان را هم نداشتیم، تا چه رسد به این که بخواهیم اندیشه ادامه تحصیل در آن رشته ها را به ذهن مان راه دهیم !!

سال سوم و چهارم پزشکی، با همه عشقی که به پزشکی و اتاق عمل - به ویژه جراحی قلب - داشتم، دانستم که پزشکی هرگز به تنهایی پاسخگوی روح و روان تشنه و کنجکاو من نبوده و نمی تواند باشد. دیگر فهمیده بودم که ذهنم با علوم انسانی و همچنین سینما نزدیکی و آشنایی بیشتری دارد تا با فیزیوپاتولوژی طب داخلی، اعصاب، چشم، گوش و حلق و بینی، کودکان و مانند آن.

آن هنگام، جراحی قلب و عروق هنوز جلوه و درخششی تابناک برایم داشت و راه خدمت به میهن و هم میهن را در دور و دراز ساختن و بخشیدن عمر دوباره به بیماران قلبی در پیشگاه مرگ می دانستم. اما سال ها تماشای فیلم، که از ده سالگی با ویدئوهای تی سون بتاماکس سونی پتو پیچ آغاز شده بود، سینما را با تار و پود و تک تک یاخته های مغزم گره زده بود و هر چند غول پر شاخ و دم کنکور نگذاشته بود که آموختن نوازندگی پیانو را ادامه دهم، همین برهمکنش را با موسیقی می آزمودم. نیک می دانستم که توان ذهنی آفرینش نمایشنامه را دارم و کوشش در داستان نویسی، رهی کژ و رو به ناکجا آباد برایم نخواهد بود. این گونه شد که تب و لرز کنار گذاشتن پزشکی و رو آوردن به رشته سینما یا علوم انسانی، سنگین و سهمگین مرا در بر گرفت و پس لرزه هایش، جایگاه شاگرد ممتازی کلاس را فرو ریخت. فارماکولوژی و فیزیوپاتولوژی، در برابر سینما، موسیقی، تاریخ و ادبیات هیچ گونه زیبایی و گیرایی برایم نداشتند. خوانش فرا پزشکی ام و بدین ترتیب، دوری من از طب، هفته به هفته، بیشتر و بیشتر می شد. گاه در میان استادان پزشکانی شیفته و فریفته هنر، سینما، تاریخ و ادبیات می دیدم اما در دهه هفتاد خورشیدی اجتماع برای وزیدن تندبادهای تازه ای در علوم انسانی و هنر کم کم آماده می شد. بالاخره این شتافتن برای مشاوره نزد استاد بزرگوار روانپزشکی ام «دکتر خلیل مومنی» در سال ششم پزشکی بود که راه از میان غبار برایم هویدا ساخت و ادامه تحصیل تخصصی در رشته روانپزشکی را در راستای «پیوند طب با هنر و اندیشه» پیش چشم و ذهنم نشاند. اندک یاری و سودبخشی امروزم به میهن و هم میهن و کامیابی های کوچک من از گذر همان مشاوره و راهنمایی استوار بر شناخت نقش خویشتن است. برای شناخت توانمندی های پنداری و کرداری شان، می توان نوجوانان و جوانان را نزد مشاور دانش آموخته نشاند که «شناخت نقش خویشتن» نخستین پیش شرط کامیابی پیشه ای فرداهای آنان است.

 

 

*روانپزشک و رواندرمانگر مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی


کبوتر با کبوتر، باز با باز (نگاهی گزیده اما ژرف به «آشنایی پیش از ازدواج»)


نگاهی گزیده اما ژرف به «آشنایی پیش از ازدواج»

 

کبوتر با کبوتر، باز با باز

 

دکتر بهنام اوحدی*

 

رشد و افزایش نرخ طلاق، بالاخره چندی ست که بسیاری از خانواده ها را بدان روراندیشی و درایت رسانده است که پذیرای آشنایی پیش از ازدواج جوانان شان باشند، اما این دگرگونی سترگ نیز در مواردی نتوانسته از جدایی و طلاق آمیزشی، عاطفی و قانونی پیشگیری کند. ریشه مشکل در آن است که بسیاری از جوانان در این دوره دچار برانگیختگی احساسات و عواطف فروخورده می شوند و خردمندی و دوراندیشی لازم را در ازدواج پیش چشم و ذهن نمی نشانند. بنابراین، آنان در این دوران سرنوشت ساز و حساس، خوش بینانه و ساده انگارانه، بیشتر خوبی ها و برتری ها را می بینند و امید دارند تا اختلافات بظاهر جزئی بعدها در زیر یک سقف رنگ بازند که در عمل چنین نبوده و نخواهد بود.

به قول یکی از مراجعان مطبم، «ناهمگونی ( تفاوت ) های شخصیتی و مزاجی مان، نخست خیلی برای مان گیرا و زیبا و دلنشین و شیرین بود، اما پس از گذشت چند ماه، خیلی زود برای مان مشکل و دردسرساز شد! در دوران عقد بزرگترهامان اندرزمان دادند که زیر یک سقف که بروید، همه چیز درست می شود و با هم سازگار خواهد شد، که نشد!! بعدها زیر فشارمان گذاشتند که تا بچه نیاورید، دعواها درست نمی شود و ستیزها فروکش نمی کند. فرزند آوردیم و فاصله و فراز و فرودهامان بیشتر شد!!!»

از دیرباز گفته اند که « عشق پیش از ازدواج » لزومن به خوشبختی نمی انجامد؛ این سخن می تواند درست باشد، چرا که عشق روند و فرآیندی ست که پیوستار آن از بهنجار تا نابهنجار درازا داشته و حتا می تواند روند و فرآیندهایی همچون اپیزودهای نیمه شیدایی (هایپومانیا)، کژخلقی (دیس تایمیا) و خلق دوره ای (سیکلوتایمیا) پیدا و پدیدار سازد.

در همین راستا، و البته با نگرش و گرایش به آرمان گرایی های آن چنانی و این چنانی، دهه هاست که در این مرز پر گزند، بر «عشق پس از ازدواج» پافشاری شده است و البته در رویکردی واژگون از انتشار کتاب هایی با مضمون و محتوای دلبستگی و صمیمیت  (Intimacy) یا همان عشق پس از ازدواج، به بهانه ها و دلیل تراشی های گوناگون پیشگیری شده است که صد البته مایه شگفتی فراوان است.

افزون بر ویژگی های پر رنگ و اختلالات و به طور کلی مزاج شخصیتی که به طور مداوم و مستمر بر برهم کنش های همسران اثر می گذارند، ویژگی ها و اختلالات (مزاج) خلقی و اضطرابی نیز می توانند بر کنش ها و واکنش های زندگی دو نفر اثر داشته باشند.

مزاج افراد ممکن است افسرده و کژخلق(دیس تایمیک)، دوره ای (سیکلوتایمیک) یا در فراز (هایپرتایمیک) باشد. آدمیان دارای « مزاج فرازخلق (هایپرتایمیک) »، بشاش و سرزنده، پر شور و شوق، زبان باز و شوخ طبع، بیش از اندازه خوش بین و بی خیال، مغرور، متکی به خود، از خود راضی و بزرگ منش، بلند پرواز، برون گرا و اهل معاشرت، پر از انرژی، ایده، طرح و برنامه، دارای دلبستگی های گوناگون و گسترده، کنجکاو، فضول و مداخله جو، رک، راست، صریح، بی پروا و خواهان جنبش و کوشش هستند. چنان چه فرد دارای مزاج هایپرتایمیک ، همزمان دچار اختلالات اضطرابی همچون «اختلال اضطراب فراگیر» و «اختلال وسواس های پنداری - کرداری»  نیز باشد ، ممکن است هر از چند گاهی و در دوره های فراز یافتن این اختلالات بدبین ، نگران ناشایستگی و شکست ، اندوه گین ، ناخوش و شاکی باشد. 

به گونه ای واژگون ، آدمیان دارای « مزاج افسرده (دیس تایمیک) »، اندوه گین، ناتوان از لذت بردن، شاکی و پر غر و لند، خشک و یبس و عبوس، بدبین و آماده ی فکر و خیال، احساس گناه، عزت نفس پایین، اشتغال ذهنی با ناشایستگی و شکست، درون گرا و دارای زندگی اجتماعی محدود، کم تحرک، زندگی بدون کنش و جنب و جوش، دلبستگی های اندک اما استوار و پایدار، منفعل اما قابل اعتماد، قابل اتکا، وفادار و خوددار هستند.

آدمیان دارای « مزاج خلق دوره ای (سیکلوتایمیک) » به گونه چرخه ای برخوردار از هر دو سری ویژگی های بالا، به گونه چرخه ای اند. 

ویژگی ها و اختلالات اضطرابی و به ویژه وسواس های ذهنی و عملی برای سال ها با فرد همراه می شوند و چنان چه تشخیص داده نشده و درمان نشوند، به آسانی برهم کنش همسران را تحت تاثیر خود قرار می دهند و چرخه ی «ناکامی – سرخوردگی – خشونت و پرخاشگری» را آغاز می نمایند. در این میان و به ویژه در میهن ما «وسواس های پنداری و کرداری جنسی – زناشویی» نقش مهم و جایگاه سترگی دارد که درمان نشدن آن ها، شتابان و آسان، به ناکامی و سرخوردگی عاطفی – زناشویی می انجامد.

سرنخ های همه مزاج های گفته شده و نیز اختلالاتی همچون «بیش فعالی بزرگسالان» و «درخودماندگی (آسپرگر)»، همه و همه باید در دوران سرنوشت ساز و تکرار ناشدنی «آشنایی پیش از ازدواج» موشکافانه کنکاش و جست و جو شده و با بهره گیری از مشاور پیش از ازدواج هوشمند و نکته سنج دوباره مرور و ارزیابی شوند.

گزیده آن که دوران آشنایی پیش از ازدواج، دوران ارزیابی ست و نه دوران دلدادگی، شیفتگی و وابستگی. دورانی که دریابیم سوی دیگر، کبوتر است یا باز؛ به شرط آن که این مهم را پیش تر درباره خودمان دانسته باشیم.

 

*روانپزشک و رواندرمانگر مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی

خودویرانگری های آهسته اما پیوسته (کنش ها و واکنش های خودویرانگرانه) / روزنامه شرق


 

نگاهی به کنش ها و واکنش های خودویرانگرانه

 

خودویرانگری های آهسته اما پیوسته

 

دکتر بهنام اوحدی*

www.iranbod.com

 

در سال های اخیر، هر از چندی، به بهانه و سببی، و از همه مهم تر نرخ نگران کننده افزایش خودکشی در نوجوانان و جوانان، نوشتاری درباره پدیده خودکشی در روزنامه ها و دیگر نشریات منتشر شده است؛ اما کمتر آن چنان که باید و شاید، به فرآیندهای شبه خودکشی گذرا و دیرپا پرداخته شده است.

شوربختانه، چندی ست این گونه کردارهای خودویرانگرانه که برابر با نابودی پیکری و روانی آهسته اما پیوسته است، فراوان پیش چشم و گوش و ذهن مان می نشینند؛ کنش ها و واکنش هایی که چنان چه بهنگام پیشگیری یا درمان نشوند، بی گمان فرجام های تلخ و تیره ای در پی خواهند داشت.

از آن جا که امکان پرداختن به همه ریشه ها و سرچشمه های این گونه کنش ها و واکنش های خودویرانگرانه، در کنار نام بردن از همه ی آن ها در یک نوشتار هفتصد واژگانی نیست، در این نوشتار تنها به بیان گزیده وار این گونه کردارها بسنده می کنم و پرداختن به ریشه ها و سرچشمه های روانکاوانه ( سایکودینامیک ) و رفتاری – شناختی آن ها را به هنگامی دیگر واگذار می کنم.

1-     مصرف وسواسی و وابستگی اجباری دخانیات (کشیدن سیگار، قلیان، پیپ و ...)

2-     مصرف وسواسی و وابستگی اجباری مواد مخدر، محرک و الکل

3-     پرخوری و کم خوری ( رژیم ) های گزافه آمیز و بیمارگونه

4-     تماشای وسواسی و وابستگی اجباری به هرزه نگاری های مجازی ( اینترنتی ) و ماهواره ای که آدمی را دچار و گرفتار انحرافات جنسی – آمیزشی می سازند.

5-     قماربازی های وسواسی - اجباری بیمارگونه با برد و باخت های خانمان سوز

6-     سرمایه گذاری های ناخردمندانه و تکانشی ورشکستگی آفرین

7-     ولخرجی های تکانشی حساب نشده و بیمارگونه ( و از جمله اس ام اس بازی های مداوم و پشت سر هم )

8-     خریدهای وسواسی – اجباری مهارناشدنی و دگرگون و به روز ساختن پیگیرانه و بی ملاحظه ی مدل خودرو، تلفن همراه، یارانه شخصی و ...

9-     پرداختن وسواسی – اجباری به بازی های رایانه ای و وب گردی و وابستگی روانی به آن ها

10-مجموعه داری ها و دلبستگی های وسواسی – اجباری بیمارگونه و خانمان برانداز که فرد را از توجه به همسر و خانواده باز می دارد.

11-پرخاشگری ها و ستیزهای خیابانی تکانشی اما تکراری

12-ورزش کردن های گزافه آمیز بیمارگونه و به ویژه سود جستن درازمدت از داروهای هورمونی و مکمل های افزایش و کاهش دهنده توده پیکر

13-قانون گریزی ها و قانون ستیزی های عادتی یا تکانشی هیجان آفرین ( همانند رانندگی های پر شتاب و ویراژ، دزدی ها و روسپی گری های بدون انگیزه اقتصادی، گنج یابی های هیجان مدارانه، آتش افروزی های بیمارگونه ) 

14-در پیش گرفتن نادوراندیشانه و تکانشی پیشه های گوناگون دور از هم یا ادامه تحصیل های مکرر وسواسی – اجباری بدون پشتوانه مالی و حرفه ای که به بی هوده از دست رفتن گوهر عمر و سرمایه های مادی آدمی می انجامد.

15-بستن و پاره کردن پیمان زناشویی ( ازدواج و طلاق ) های بی درنگ، نابخردانه و شتابزده

16-برپایی تکانشی رابطه های فرازناشویی بیمارگونه

17-برگزیدن و در پیش گرفتن پیاپی رویکردهای واژگون ( متضاد و متناقض )

18-خودآزاری های کهنه و پیگیرانه گوناگون ( خودزنی، خودارضایی، موکندن، ناخن جویدن، مالیدن یا خراشیدن پیکر و ... )

19-تماشای وسواسی و وابستگی اجباری به فیلم های هراسناک و سینمای وحشت

20-تماشای وسواسی و وابستگی اجباری به فیلم های کتک کاری و مبارزه جویی پر ضرب و شتم

21-همسرآزاری و کودک آزاری های تکانشی و عادتی

22-سود جستن خودسرانه از داروهای مسکن و آرام بخش، بودن نظارت پزشک

23-هنجارگریزی ها و لاابالی گری های جنسی – آمیزشی که فرد را در آستانه دچار و گرفتار اختلالات روانی و همچنین عفونت های آمیزشی – از جمله هپاتیت بی و سی و ایدز – می نشاند.

 

  این گونه اختلالات روانی و رفتاری، که سرشت شان آمیزه ای از اختلالات وسواسی – اجباری و اختلالات کنترل تکانه است، بسیار دور از ذهن است که بدون سود جستن از درمان های دارویی و رفتار درمانی های شناختی که زیر نظر و از سوی گروه روانپزشک و رواندرمانگر انجام می شوند، کنار گذاشته شوند و دگرباره پدیدار نشوند. از این رو هر گونه خوددرمانی، به ویژه با آرام بخش ها و مخدرها – همانند ترامادول – می تواند افزون بر دردها و دشواری های هر یک از این کنش ها و واکنش های خودویرانگرانه، فرد را دچار و گرفتار وابستگی ( اعتیاد ) های پیکری و روانی این داروها و فرجام های ناگوار در پی آن سازد.

 

*روانپزشک و رواندرمانگر مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی


رزومه ( CV ) من

به نام پروردگار بخشنده مهربان

 

دکتر بهنام اوحدی  – زاده ی  فروردین ۱۳۵۲ –  بورد تخصصی اعصاب و روان – روان پزشک و رواندرمانگر مشکلات جنسی و زناشویی ؛ مشاور ازدواج و طلاق –

  پست الکترونیک : dr.ohadi@yahoo.com   

 

 

الف – سوابق تحصیلی

 

1)      اخذ دیپلم علوم تجربی در خرداد ماه ۱۳۷۰ با معدل کتبی 04/18 از دبیرستان عدل ( دانشگاه ) اصفهان

2)      ورود به رشته ی پزشکی در مهر ماه ۱۳۷۰

3)      اخذ مدرک پزشکی عمومی در شهریورماه ۱۳۷۷ با معدل کل دوره 32/17 از دانشگاه آزاد اسلامی نجف آباد ( اصفهان )

4)       ورود به دوره ی آموزشی سه ساله دستیاری روان پزشکی در پاییز ۱۳۸۳ در بیمارستان روزبه دانشگاه علوم پزشکی تهران

5)      گذراندن دوره ی آموزشی دو ساله روان درمانی  بینش مدرا ( سایکو آنالیتیک سایکوتراپی ) در بیمارستان روزبه  زیر نظر استاد دکتر محمد صنعتی

6)      گذراندن دوره ی آموزشی دو ساله روان درمانی آنالیتیک ( سایکو آنالیتیک سایکوتراپی ) در مکتب استاد دکتر عبدالحسین رفعتیان

7)      گذراندن دوره ی آموزشی یک ساله روان درمانی شناختی – رفتاری در بیمارستان روزبه  زیر نظر استاد دکتر حبیب الله قاسم زاده  ، دکتر حسین کاویانی و دکتر گیتی شمس

8)      گذراندن دوره ی آموزشی دو ساله روان درمانی شناختی – رفتاری در مرکز روان شناسی سگال زیر نظر دکتر لادن فتی و دکتر فرشته موتابی  

9)  قبولی در آزمون کتبی و شفاهی دانش نامه ( بورد ) تخصصی اعصاب و روان وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی در شهریور ماه  ۱۳۸۶

 

    ب – سوابق کاری

 

     

1)      پزشک و سرپرست مرکز بهداشتی درمانی گلوگرد از شبکه ی بهداشت استان چهارمحال و بختیاری  به مدت 19 ماه از دی ماه ۱۳۷۷ لغایت امردادماه ۱۳۷۹ در چهارچوب طرح پیام آوران بهداشت

2)      پزشک و سرپرست همزمان مرکز بهداشتی درمانی آورگان از شبکه ی بهداشت استان چهارمحال و بختیاری به مدت 6 ماه از بهمن ۱۳۷۸ لغایت امرداد ۱۳۷۹ در چهارچوب طرح پیام آوران بهداشت

3)      دستیاری روان پزشکی در بیمارستان روان پزشکی روزبه تهران از مهرماه ۱۳۸۳ تا کنون ( زیر نظر مستقیم استادان گروه روان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران : استاد دکتر شکرالله طریقتی { ۱۲ ماه } ، استاد دکتر محمدرضا محمدی { ۶ ماه } ، دکتر مجید صادقی { ۶ ماه } ، دکتر همایون امینی { ۶ ماه } ، استاد دکتر محمد صنعتی { ۶ ماه } ، دکتر فیروزه رئیسی { ۳ ماه } ، استاد دکتر حبیب الله قاسم زاده ، دکتر حسین کاویانی و دکتر گیتی شمس { ۶ ماه } ، دکتر علی اکبرنجاتی صفا { ۳ ماه } ، دکتر زهرا شهریور ، دکتر مهدی تهرانی دوست و دکتر جواد علاقه بند { ۳ ماه } ، دکتر مریم نوروزیان و دکتر مازیار سیدیان { ۲ ماه } ، دکتر ونداد شریفی { ۱ ماه } ، دکتر مهدی صابری { ۱ ماه } و ............ )    

4)      همکاری با کلینیک مشاوره و ترک اعتیاد رهاجو به عنوان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی و زناشویی از بهمن ۱۳۸۳ تا 1386

5)      همکاری با بیمارستان تخصصی اعصاب و روان مهرگان تهران به عنوان پزشک کشیک اورژانس بیمارستان از اردی بهشت ۱۳۸۵ تا آبان ۱۳۸۵

6)      همکاری با بیمارستان تخصصی اعصاب و روان میمنت تهران به عنوان پزشک کشیک اورژانس بیمارستان از آبان ۱۳۸۵ تا اردی بهشت ۱۳۸۶

7)      همکاری با مرکز مشاوره و روانشناسی شکیبا به عنوان روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسی و زناشویی از آبان ۱۳۸۵ تا 1388

8) همکاری با کلینیک مشاوره و مددکاری یارا به عنوان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی و زناشویی از آذر ۱۳۸۵ تا 1387

9) پزشک متخصص اعصاب و روان بیمارستان تخصصی الزهرای اشتهارد ، شبکه بهداشت و درمان کرج، دانشگاه علوم پزشکی ایران، از تاریخ 7/7/1387 تا 13/11/1388

10) همکاری با مرکز مشاوره و روانشناسی راه نو به عنوان روانپزشک و درمانگر مشکلات جنسی و زناشویی از بهمن 1387 به مدت یکسال 

11) تاسیس مطب شخصی ( کلینیک روانپزشکی – رواندرمانی و درمان های جنسی، زناشویی و خانوادگی ) در تهران، خیابان ولی عصر، از بهار 1388 تاکنون

12) عضو کمیته سکسولوژی ( بهداشت و سلامت جنسی – زناشویی ) انجمن علمی روانپزشکان ایران از سال 1388 تاکنون به سرپرستی و ریاست استاد دکتر فریدون مهرابی   

                                              

 

   ج - سوابق آموزشی و تدریس

 

 

1) تدریس مبحث « مصاحبه با بیماران روان پزشکی » برای دانشجویان و نیز اینترن های دانشگاه علوم پزشکی تهران در بیمارستان روزبه  از تیر ماه ۱۳۸۴ لغایت امرداد ماه۱۳۸۵    

2) تدریس مبحث « اختلالات شخصیت » برای دانشجویان و نیز اینترن های دانشگاه علوم پزشکی تهران در بیمارستان روزبه  ازامرداد ماه ۱۳۸۴ لغایت مهرماه ۱۳۸۵

3) تدریس مبحث « اختلالات خلقی و خودکشی » برای دانشجویان و نیز اینترن های دانشگاه علوم پزشکی تهران در بیمارستان روزبه از مهر ماه ۱۳۸۴ لغایت اردی بهشت ماه ۱۳۸۶

4) انتصاب به عنوان « مسئول آموزش دانشجویان پزشکی بیمارستان روزبه ( دانشگاه علوم پزشکی تهران ) » از سوی معاونت آموزشی گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران به مدت 18 ماه از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۵

۵ ) تدریس مبحث « اختلالات جنسی و زناشویی » برای اینترن های دانشگاه علوم پزشکی تهران در بیمارستان روزبه از مهر ماه ۱۳۸۵ تا آذر ماه 1386

6) تدریس کارگاه های آموزشی تخصصی شصت ساعته ی « تشخیص و درمان مشکلات جنسی و زناشویی » برای دانش آموختگان پزشکی , پیراپزشکی , روان شناسی , مشاوره و مددکاری از آبان ماه ۱۳۸۵ تا کنون

7) تدریس کارگاه های آموزشی تخصصی « مشاوره ازدواج و طلاق » برای دانش آموختگان پزشکی , پیراپزشکی , روان شناسی , مشاوره و مددکاری

8) تدریس کارگاه های آموزشی تخصصی « مشاوره، مدیریت ترنس سکشوالیزم و هومو سکشوالیزم » برای دانش آموختگان پزشکی , پیراپزشکی , روان شناسی , مشاوره و مددکاری

9) سخنرانی با عنوان « میل جنسی – کلیات » در  کارگاه تخصصی « اختلالات میل جنسی » بیست و ششمین همایش سراسری انجمن علمی روانپزشکان ایران در آذر ماه 1388

10) سخنرانی با عنوان « ارزیابی بالینی و تشخیص افتراقی اختلال برافراشتگی آلت مردانه ( ناتوانی جنسی ) »  در کارگاه تخصصی « اختلال برافراشتگی آلت ( ناتوانی جنسی )        »   بیست و هفتمین همایش سراسری انجمن علمی روانپزشکان ایران در آذر ماه 1389

11) برنامه هفتگی علمی – آموزشی روانپزشکی و رواندرمانی و درمان های جنسی – زناشویی و خانوادگی به بیان ساده در رادیو تهران از بهار 1388 تا زمستان 1389 به مدت 20 ماه

12) تدریس در کارگاه دو روزه آموزشی تخصصی « تشخیص، ارزیابی و درمان اختلال هویت جنسیتی ( ترنس سکشوالیزم ) » سازمان بهزیستی زیر نظر اداره کل بهزیستی استان گلستان در پاییز 1389

13) سخنرانی با عنوان  « رفتارهای جنسی متنوع » در کارگاه تخصصی انجمن علمی مامایی ایران در دی ماه 1389

14) برنامه علمی – آموزشی روانپزشکی و رواندرمانی و درمان های جنسی – زناشویی و خانوادگی به بیان ساده در رادیو سراسری سلامت از زمستان 1389 تا کنون

15) سخنرانی با عنوان « اختلالات کارکرد جنسی زنان و مردان  » در کارگاه تخصصی انجمن علمی مامایی ایران در خرداد ماه 1390

 

 

 

 

د – سوابق پژوهشی 

 

 

1) پایان نامه پژوهشی دوره ی پزشکی عمومی با عنوان « بررسی میزان شیوع افسردگی در دانشجویان پزشکی , اینترن ها و پزشکان عمومی و متخصص شهر اصفهان در سال های ۱۳۷۶ و ۱۳۷۷ »

2) پایان نامه و طرح پژوهشی دوره ی دستیاری تخصصی روان پزشکی با عنوان « مقایسه ی ویژگی های تصویربرداری مغز افراد دچار اختلال هویت جنسی مراجعه کننده به بیمارستان روزبه و پزشکی قانونی تهران با افراد سالم »

3) پذیرفته شدن و انتشارمقاله ی پژوهشی

» 3D fast spin echo T2 weighted sequence magnetic resonance imaging Volumetric measurement of human red nucleus with «

 

در ژورنال جامعه ی نورولوژی اروپا

 Society ( ENS ) June 2007 European Neurological

4) پذیرفته شدن مقاله ی پژوهشی اصیل « ویژگی های تصویر برداری مغز افراد دچار اختلال هویت جنسی در مقایسه با افراد سالم » در فصل نامه ی تازه های علوم شناختی در شهریور ماه ۱۳۸۶

5) تصویب پروپوزال طرح پژوهشی در دست اجرای «  مقایسه ی ویژگی های تصویر برداری مغز افراد هم جنس گرای مرد با مردان نا هم جنس گرا » در معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی تهران

6) تصویب  پروپوزال طرح پژوهشی در دست اجرای «  مقایسه ی ویژگی های تصویر برداری مغز افراد هم جنس گرای زن  با زنان نا هم جنس گرا » در معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی تهران

7) انتشار مقاله ی پژوهشی اصیل « ویژگی های تصویر برداری مغز افراد دچار اختلال هویت جنسی در مقایسه با افراد سالم » در فصل نامه ی تازه های علوم شناختی در شماره ی ۳۵ ( شماره ۳ سال نهم ) ، پاییز ۱۳۸۶

8) عضو رسمی هیئت داوری پایان نامه ی دوره ی کارشناسی ارشد با عنوان « بررسی و مقایسه ی ویژگی های شخصیتی و خانوادگی دختران همجنس گرا با دختران دگرجنس گرا » خانم زهرا ابوالحسنی در دانشکده ی روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران در اسفند 1387

9) استاد مشاور پایان نامه ی دوره ی کارشناسی ارشد با عنوان « بررسی نقش آموزش جنسی در افزایش خویشتنداری جنسی دختران دانشجو » خانم سودابه میرزایی در دانشکده ی روانشناسی و مشاوره دانشگاه علامه طباطبایی در بهمن 1388

10) استاد راهنمای پایان نامه ی دوره ی کارشناسی ارشد با عنوان « بررسی و مقایسه ی ویژگی های شخصیتی و خانوادگی پسران همجنس گرا با دختران دگرجنس گرا » جناب آقای محمد جواد بالکانه در دانشگاه خاتم تهران در پاییز 1389

 

 

 

ه – سوابق تالیف , ترجمه و ویراستاری

 

ه – ا - کتاب ها :

 

1) تالیف و انتشار کتاب « افسردگی : شناخت , شرط شفا – درمان : راه رهایی » برای پزشکان غیر روان پزشک و کادر پیرا پزشک بهداشتی – درمانی درسال ۱۳۷۸

 

2) تالیف و انتشار چاپ نخست کتاب « تمایلات و رفتارهای جنسی انسان » در سال ۱۳۷۹ ( که چاپ هشتم آن منتشر شده است )

3) ترجمه و انتشار چاپ نخست کتاب « احساسات و پاسخ های جنسی انسان » نوشته ی ویلیام مسترز و ویرجینیا جانسون در سال ۱۳۸۰ ( که چاپ هفتم آن منتشر شده است )

4) ویراستاری و پیشگفتارنویسی و انتشار چاپ نخست کتاب « پنج گفتار در بیان روان کاوی » زیگموند فروید با ترجمه ی دکتر فرشاد امانی نیا در سال ۱۳۸۱

5) ترجمه، ویراستاری و انتشار چاپ نخست کتاب « روان شناسی اینترنت » انتشارات دانشگاه کمبریج،  نوشته ی دکتر پاتریشیا ولیس – با همکاری استاد فضل ا... قنادی و خانم حمیرا صفوی – در سال ۱۳۸۱

6) تالیف کتاب « شخصیت من و تو »

7) تالیف کتاب « روانشناسی من و تو » ( مجموعه مقالات )

8) تالیف کتاب « آشنایی با مبانی فیلم و سینما درمانی »

9) ترجمه کتاب « عشق از ازدواج جداست » تالیف کودی ساتیش کامات

10) ترجمه کتاب « پندارها و کردارهای جنسی انسان » تالیف روت وستهیمر، سانفورد لوپاتر ( انتشارات لیپین کات ویلیامز اند ویلکینز )

11) ترجمه و تلخیص کتاب « احساس و جنسیت » ویراسته آجنتا اچ فیشر ( انتشارات کمبریج )

12) ترجمه و ویراستاری کتاب « تله های زندگی من و تو ( زندگی تان را از نو بیافرینید ) » تالیف جفری ای یانگ و جانت اس کلوسکو ( انتشارات پلام ) با همکاری خانم گلناز قدرتی

13) ترجمه کتاب « زبان پنهان صمیمیت » تالیف رابرت جی لی ( انتشارات گشتالت پرس ) با همکاری خانم ها زهرا حسین زاده و الهام شفیعی

14) ترجمه و تلخیص کتاب « کودک آزاری جنسی » ویراسته مارگرت الن پایپ، مایکل ای لمب، یال اوربخ و آن کریستین سدربورگ ( انتشارات راتلج ) با همکاری خانم بهاره نیکجو

15) ترجمه کتاب « رهایی از نگرانی » تالیف رابرت لی هی ( انتشارات هارمونی – پیاتکوس بوکز ) با همکاری خانم گلناز قدرتی

16) ترجمه کتاب « درمان با حیوانات خانگی » تالیف سینتیا کی چندلر ( انتشارات راتلج )

17) تالیف کتاب « عشق درمانی ( پله پله تا دیدار یار ) »

 

 

 

ه – ب – مقالات :

 

1) بیش از ۲۰ مقاله تالیفی علمی – آموزشی – اجتماعی در مورد آسیب های اجتماعی با راهبرد روانپزشکی به بیان ساده برای همگان در هفته نامه سراسری « صدا » از اردیبهشت ۱۳۷۹  تا فروردین ۱۳۸۲ ( که مقاله « بیماری همسرآزاری » جایزه ی ممتاز جشنواره ی مطبوعات را از آن خود نمود. ) 

 2) بیش از  ۷ مقاله تالیفی علمی – آموزشی – اجتماعی در مورد آسیب های اجتماعی  با راهبرد روانپزشکی به بیان ساده برای همگان در هفته نامه استانی «  تندر »  در سال ۱۳۸۲

3) بیش از ۵ مقاله علمی – آموزشی – اجتماعی در مورد آسیب های اجتماعی با راهبرد روانپزشکی به بیان ساده برای همگان در ویژه نامه استانی روزنامه « همشهری » در سال۱۳۸۲

4) سه مقاله تالیفی علمی – آموزشی – اجتماعی در مورد آسیب های روانی - اجتماعی و جنسی در ایران با راهبرد روانپزشکی و سکسولوژی بالینی به بیان ساده برای همگان در روزنامه توقیف شده شرق در سال های ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ 

5) بیش از دوازده مقاله تالیفی علمی – آموزشی – اجتماعی با راهبرد روان پزشکی به بیان ساده برای همگان در ماهنامه توقیف شده « روان شناسی جامعه » از سال ۱۳۸۲ تا سال ۱۳۸۵

6) بیش از ده مقاله تالیفی علمی – آموزشی – اجتماعی در مورد آسیب های اجتماعی با راهبرد روانپزشکی به بیان ساده برای همگان در روزنامه « جام جم » در سال های ۱۳۸۳، ۱۳۸۴ و ۱۳۸۵

7) یک مقاله علمی – آموزشی روانپزشکی شخصیت در هفته نامه « چلچراغ » در بهمن ۱۳۸۵  

8) یک مقاله علمی – آموزشی روانپزشکی شخصیت  در ماهنامه « شوکران » در بهمن ۱۳۸۵

9) شانزده مقاله علمی - آموزشی با راهبرد روانپزشکی به بیان ساده برای همگان در ماهنامه « فردوسی » از زمستان ۱۳۸6 تا 1389

10) بیش از یکصد و ده مقاله علمی – آموزشی هفتگی با راهبرد روانپزشکی به بیان ساده برای همگان در روزنامه توقیف شده اعتماد از زمستان 1386 تا 1389

11) دو مقاله علمی – آموزشی در مورد « دگرگونی همسرگزینی در آدمی » در دو شماره فصل نامه ی آموزشی – پژوهشی « تازه های علوم اعصاب » در سال 1387 و 1388

12 ) چندین مقاله علمی – آموزشی با راهبرد روانپزشکی و سکسولوژی بالینی به بیان ساده برای همگان در وب سایت ها و وبلاگ های گوناگون از مهر 1385 تا کنون

13) چهار مقاله علمی – آموزشی – اجتماعی در روزنامه توقیف شده « بهار » در سال 1388

14) بیش از سی مقاله علمی – آموزشی – اجتماعی در روزنامه « شرق » ( نوبت انتشار دوم ) از سال 1389 تا کنون

15) مصاحبه ها و مقالات مکرر و متعدد در زمینه آسیب های روانی – اجتماعی با هفته نامه ها و ماه نامه های گوناگون از جمله « همشهری مثبت ( خانواده ) »، « همشهری جوان » و ...

16) چهار مقاله علمی – آموزشی – اجتماعی در روزنامه « ملت ما » در سال 1389

 

 

ی – دیگر فعالیت های وابسته

 

1) برگزاری کلاس ها و سخنرانی های آموزشی متعدد در مراکز دانشگاهی، آموزش و پرورش، مدارس، باشگاه دانشجویان، فرهنگسراها و ...

2) نگارش چندین مقاله ی اجتماعی ،فرهنگی، هنری، تاریخی و ادبی در روزنامه ها ، هفته نامه ها ، ماهنامه و فصل نامه های گوناگون از سال 1378 تا کنون

3) راه اندازی و نگاشتن در چندین وبلاگ در زمینه ی روانپزشکی، روان شناسی، سکسولوژی، علمی، اجتماعی، فرهنگی، هنری، سینمایی و تاریخی  از سال 1385 تا کنون