مهارت مدیریت بحران (آشنایی با مهارتهای زندگی-بخش بیست و هفتم)/ستون "ایران نو" روزنامه شرق
آشنایی با مهارت های زندگی
مهارت مدیریت بحران
دکتر بهنام اوحدی*
هر از چندی در زندگی با دشواری هایی رو به رو می شویم که برای مان بحران به نظر می رسند اما گاه برخی از آن ها ممکن است به واقع بحران باشند. مدیریت این گونه بحران ها مهارتی ست که باید طی سال های نوجوانی و جوانی آموخته شود. گام نخست، بردباری و شکیبایی هنگام رو به رو شدن با بحران هاست؛ این که بپذیریم که زندگی مجموعه ای از رخدادهای منفی و مثبت، تلخ و شیرین است که گریزی از رویارویی با آن ها نیست. و نیز این که همه ی این رخدادهای تلخ و شیرین می گذرند و همه این ها در رشد و نیرومندتر شدن ما نقش دارند.
بسیاری از بحران ها همچون قحطی، خشکسالی، سیل، زلزله، توفان، آتش، بحران های اقتصادی، کودتا، جنگ، گروگان گیری، تروریزم و مانند آن دست ما نیستند و قرار گرفتن مان در کشاکش آن جزو جبر جغرافیایی، تقدیر تاریخی و سرنوشت زندگی ما بوده است. مهم این است که بتوانیم از پس رویارویی با این گونه بحران ها برآییم و زنده و سالم بمانیم.
درک و پذیرش گریزناپذیر بودن این بحران ها بسیار مهم است، چرا که بردباری و شکیبایی ما را برای رویارویی با این گونه بحران ها افزون می سازد. این پرسش وسواس گونه ذهنی که « چرا ما ؟ » به واقع هیچ سودمندی نداشته و تنها از نیرومندی و استواری ما می کاهد.
از مجموعه ای از مهارت های زندگی که تاکنون گفته شده می بایست در مدیریت بحران بهره گرفت. مهارت هایی همچون مهار خشم، کنترل استرس، اضطراب و افسردگی، بردباری در برابر شکست، پاسداشت اعتماد به خویشتن (عزت نفس)، خودآگاهی و خودپذیری، مثبت اندیشی، ابراز وجود و جرأت مندی، مهارت نه گفتن به درخواست های غیرمنطقی دیگران، اندیشیدن نوآفرینانه و نقادانه (تفکر خلاق)، هدف گذاری واقع بینانه، تصمیم گیری و حل مسئله، و ... از جمله این مهارت ها هستند.
برخی از این بحران ها زودگذر بوده و تنها پیامدهای ذهنی و روانی درازمدت دارند، اما برخی بحران ها ممکن است پیامدهای واقعی انسانی، اجتماعی و اقتصادی دیرپا و ماندگار داشته باشند. برخورداری از مجموعه مهارت های زندگی در رویارویی با این گونه دوم بحران ها اهمیت دوچندان دارد زیرا پیامدهای دشوار بحران دیرپا و ماندگارترند.
طی بحران ها، در راستای بقا، جنبه های غریزی آدمیان از جمله خودخواهی، خشم، بی رحمی، ستیز و کشمکش اغلب افزون می شود، بنابراین پاسداشت خویشتن و خانواده در این فضا نیازمند خطرپذیری و تصمیم گیری درست و کارآمد است. خطر نوعی فرآیند تغییر، سازش (انطباق) و یادگیری است. اثرات منفی خطرات لزومن تا پایان عمر گریبانگیر ما نیستند. زندگی نه مدینه فاضله و نه دوزخ است. نمی توانیم درون موج های دگرگون ساز هستی، زندگی خودمان را ساکت و ساکن نگاه داریم؛ هر اندازه هم که محافظه کاری و پرهیز پیشه کنیم، باز گهگاه رخدادهایی ناگوار دامان ما را می گیرند و برای مان چالش و کشمکش به ارمغان می آورند.
دگرگونی (تغییر) یگانه فرآیندی ست که تا زنده ایم جریان دارد و به ما این فرصت را می دهد تا زندگی خودمان را وارسی کرده و پندارها و کردارهای مان را دگرگون سازیم. باید جرات مندانه بکوشیم تا در این دنیای بدون تکلیف بیش از آن که پذیرای منفعل دگرگونی ها باشیم، کنشمندانه (فعالانه) دگرگونی پدید آوریم. در این راستا باید ترس و هراس بیمارگونه از خطرپذیری را از خودمان دور کنیم. اگر خطر نکنیم، برای غلبه بر ترس های خود یا زدودن غبار روزمرگی از زندگی مان شانس کمی خواهیم داشت. خطرپذیری بدین معناست که برای موفقیت و نجات شانسی وجود دارد، در حالی که پرهیز از خطر هیچ شانسی برای ما باقی نمی گذارد مگر آن که همای افسانه ای از راه برسد و بر شانه ما بنشیند !
در خطرپذیری آدمیان با ترس های شان رو به رو می شوند و نیروی جادویی خودشان در بردباری و براندازی دشواری ها را باور می کنند. آنان می آموزند که باورهای غیرمنطقی خودشان در رابطه با شکست را دگرگون سازند. تا هنگامی که ما نتوانیم ترس از پیامدهای ناگوار بحران را بیازماییم و بر آن چیره شویم، نمی توانیم به آسانی آن را حل و فصل کنیم. باید بپذیریم که اعتماد به خویشتن (نفس) پس از چیره شدن بر دشواری ها و زنده بیرون آمدن از بحران ها به دست می آید، پس نباید کوشش را به داشتن اعتماد به خویشتن بالا مشروط و موکول کرد. جرات مندی و تصمیم گیری بهنگام بسیار مهم است؛ چرا که پرهیز از انجام کارها برای ما اعتماد به خویشتن پدید نمی آورد، بلکه این کوشش و کنش است که چنین برآمدی در پی دارد.
*روانپزشک و رواندرمانگر مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی