هر که بامش بیش، برفش بیشتر ! (پیشگیری و درمان حسادت)/صفحه پزشکی روزنامه شرق
شیوه های پیشگیری و درمان بخل و حسادت
هر که بامش بیش، برفش بیشتر !
دکتر بهنام اوحدی*
حسادت در مراحل نابود کننده آن، بسیار خطرناک است و هرگز نباید آن را ساده گرفت. در هر جامعه و در هر گروه اجتماعی بهتر است که آدمی کوشش کند افراد حسود را آرام کند و با آنها به گونه ای کنار آید، یا دست کم بکوشد با آن ها رو در رو نشود اما متاسفانه این روش در بسیاری از موارد همچون خویشان یا همکاران امکان پذیر نیست.
بنابراین شخص مورد حسادت باید بکوشد از آن چه که دارد تا اندازه ای به دیگران ببخشد؛ همین کار تا اندازه ای باعث آرامش نسبی حسودان می شود. نیز باید به شیوه هایی دیگر نیز حسودان را آرام کند تا خشونت ذهنی و رفتاری و توطئه و شرارت آنان را کاهش دهد.
شیوه های فراوانی برای آرام کردن حسودان وجود دارد، برای نمونه کسی که به سبب داشتن ویلایی خوشایند مورد حسادت آشنایان قرار دارد، می تواند در راستای فرو نشاندن رشک و حسرت و آتش بخل و حسادت آنان، هر بار از مشکلات داشتن و اداره کردن این ویلا سخن بر زبان راند تا شخص حسود تا اندازه ای با این اندیشه به آرامش درونی برسد که « درست است که فلانی چنین ویلا و امکاناتی دارد اما آیا داشتن این امکانات به چنان مشکلاتی می ارزد؟ » همین اندیشه ها به واکنش هایی در روابطش با آدمیان برتر و بالاتر از خود می انجامد که یک توازون نیرو و نعمت پدید می آورد !
کسانی که با سختی و رنج فراوان به کامیابی و برخورداری می رسند، برای در امان ماندن از شراره های پر گداز حسودان، باید در رویارویی با آنان به محنت و مرارت سنگینی که در درازای زندگی و پیشه خود کشیده اند، اشاره داشته و روزگاران دشوار خویش را در پیش چشم و ذهن آنان نشانند. در همین حال، آدمیان کامیاب و سرفراز برای دور ماندن از گدازه های سوزان بخل و حسادت، باید بکوشند تا رازهای پیروزی و سرفرازی شان را برای دیگران بازگو کرده و آنان را در رسیدن به کامیابی در زندگی شخصی و حرفه ای یاری رسانند.
این رازگشایی از کامیابی در زندگی و آموختن شیوه های سرفرازی و پیروزی در پیشه از دیرباز در جوامع پیش تاخته به گونه انتشار کتاب خاطرات در آستانه دهه پنجم یا ششم عمر پیشینه داشته است. چند سالی ست که این روند در دنیای دیجیتال اینترنت نیز به گونه بخش بیوگرافی در گوشه ای از وب سایت رسمی یا جداگانه در وبلاگ های شخصی آدمیان کامیاب و چیره پیگیری و پذیرفته شده است.
کارگاه های کارآفرینی و رشد دهی به آموخته های ناکافی دانشگاهی، در همین راستا در سراسر گیتی برپا شده است تا ضمن فرو نشاندن صفت زشت و زیان بخش بخل و حسادت در گروه های حرفه ای همسان و نزدیک به هم، به رشد، پیشرفت و آبادانی اجتماع آدمیان یاری رساند.
اما همه بار مسئولیت در روند و فرایند فرونشاندن آتش بخل و حسادت، بر دوش آدمیان کامیاب و سرفراز نیست !!
آدم حسود نیز باید مرزها و محدودیت های جبری سرشتی و آفرینشی اش را بپذیرد و با کمبودها و کمداشت هایی که در زندگی دارد، کنار بیاید تا بتواند به آسایش و آرامش برسد. در واقع، حسودان به دنبال کاستی اعتماد و باور به خویش و احساس نداشتن امنیت حرفه ای و اجتماعی، دست به پیشی جویی ( رقابت ) های ناسالم و بیمارگونه میزنند. برای نمونه، به جای آن که به رشد و پیشرفت حرفه ای و اجتماعی خود بپردازند، با توطئه و ترفندهای گوناگون، شبانه روز به توهین، تحقیر، تهمت، تخطئه و ترور شخصیت آدمیان پیروز و کامیاب می پردازند تا با کاستن از ارزش فردی و جایگاه حرفه ای و اجتماعی آنان، جایگاهی همدوش و همسان پیدا کنند یا شاید همای سعادت از نهان بدر آید و بر دوش شان نشیند و برتر و بالاتر جلوه کنند !!! در حالی که رویکرد درست و اخلاقی آن است که آدمی در روابط حرفه ای و اجتماعی برای رشد و چیرگی خود کوشش داشته باشد و سرفرازی و برتری اش را در مخدوش ساختن چهره و جایگاه حرفه ای و اجتماعی دیگران نبیند و نیابد؛ بلکه در ایستار ( موقعیت ) های مناسب به پاسداشت و نکوداشت آدمیان کوشا و کامیاب بپردازد.
این درست رو در روی روند ذهنی و رفتاری گرفتار شدگان در بیماری ویرانگر و مرگبار بخل و حسادت است که همه گاه می کوشند که « موازنه منفی » درست کنند و به جای کوشش شخصی در رسیدن به جایگاه حرفه ای و اجتماعی برتر و بالاتر، آن هایی را که برتر و بالا از خود هستند، را فرو داشته و به پایین کشند تا از آنان کم نیاورده، همدوش و همسان هم بنمایند.
پرفسور هوبل به همه کسانی که از حسادت رنج می برند، اندرز می دهد که به حسادت خود اعتراف کنند و دست کم به خودشان دروغ نگویند و نخستین نقاب خود که در برابر خویش به چهره می گذارند را بردارند، تا بتوانند درباره این احساس رنج آور درست بیندیشند و در هدف گذاری شان تنها به توانایی ها و داشته های فردی خودشان تکیه کنند. در واقع، حسودان باید بین رویا و آرمان ها از یک سو و واقعیت های زندگی شخصی و خانوادگی شان از سوی دیگر، توازونی پدید آورند و این تنها در صورتی امکان پذیر است که آدمی صادقانه نخستین نقاب از نقاب های روزمره چندگانه را از چهره بردارد، درست به خود بنگرد و به خودش بگوید که او نمی تواند به هر آن چه که آرزو دارد، برسد. بنابراین، اگر او به اندازه دیگری سرفراز، پیروز و کامیاب نشده است، بدان دلیل نیست که او انسان بدتر یا ناتوان تری است؛ بلکه ممکن است فقط به دلیل پاره ای رخدادها و تقدیرهای سرشت و سرنوشت باشد.
از آن جا که آدمهای حسود به شدت در درون خود در رنج و سختی و زجر و آزار بوده و بنا بر آموزه های دینی و معنوی، در آتشی فراگیر و پایدار روز و شب می گذرانند، نباید آن ها را مورد خشم یا بیمهری قرار داد، بلکه بهتر است به آنان به گونه ای یاری رسانده شود تا از این بیماری ویرانگر و مرگبار رهایی یابند. در کودکان بیشتر حسادتها به سبب کم توجه قرار گرفتن از سوی پدر و مادر است، اما در بزرگسالان ریشه و سرچشمه حسادت، نداشتن اعتماد به نفس کافی است، پس نخستین یاری به آدمیان حسود، برداشتن روانشناختی احساس و نیاز وابستگی به پذیرش و ستایش ( تایید ) دیگران است.
از آن جا که بزه کاری ها، جرم ها و جنایت های فراوانی تاکنون در پی بیماری ویرانگر بخل و حسادت رخ داده و می دهد، شیوه های پیشگیری و درمان آن، در راهبردها و راهکارهای کانال های گوناگون تلویزیونی و ماهواره ای کشورها و نیز شبکه های اجتماعی فراگیر و گیتی گستر و حتا بازی های یارانه ای کودکان، نوجوانان و بزرگسالان گنجانده شده است. در آموزه های کهن این مرز پر گزند نیز چنین رویکردهایی در چارچوب ضرب المثل هایی همچون « هر که بامش بیش، برفش بیشتر »، « مرغ خونه همسایه غازه »، « حسود هرگز نیاسود » و ... آزموده و به کار برده شده است.
*روانپزشک و رواندرمانگر مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی