آشنایی با روانشناسی تنبلی

 

ز سستی، کژی آید و کاستی !

 

دکتر بهنام اوحدی*

www.iranbod.com

 

از میان گناهان هفت گانه مسیحیت که هیرونیموس بوش نقاش و دیوید فینچر فیلمساز بدان پرداخته اند، تاکنون به خشم، حسادت، آز و اسراف پرداخته ام؛ اکنون به تنبلی می پردازم تا به یاری پروردگار بخشنده مهربان در نوبت در پی، به پرخوری و در پایان، غرور بپردازم.

اما ستیز با سستی و ایستادن در برابر تنبلی تنها در آموزه های مسیحیت پیش چشم و ذهن نمی نشیند؛ بلکه بیشتر ادیان و مذاهب آسمانی و حتا زمینی به رویارویی با تنبلی، تن پروری، بی کاری، بی عاری و ولگردی پرداخته اند.

تنبلی یک ویژگی آدمیان است که می تواند هم بخش های سرشتی و هم بخش های پرورشی داشته باشد؛ هر چند بنیان نخست و چیره موجودات زنده و نه فقط آدمیان و جانوران، پیچش و چرخش زنجیره های ژنتیک بوده و هست، اما هرگز نمی توان بر بخش های تا اندازه ای سرنوشت ساز رشدی و پرورشی آدمیان و جانواران (دست کم پستاندران) چشم و ذهن فرو بست.

متاسفانه زندگی صنعتی و فراصنعتی (دیجیتال) امروزی با فراهم کردن تجیزات و تسهیلات پر شمار برای رشد و پرورش تنبلی امکان و احتمال فراوانی پدید آورده است تا آدمی با کمترین تکان به هیکل خود، تنها با چند کلیک روی صفحه کلید رایانه و چند تماس با تلفن همراه، کارهای روزمره خویش را از خانه انجام دهد و غذا را بی هیچ خم و راست شدن دم در بستاند و بر همان میز کار رهسپار معده و شکمبه سازد ! این آفت در میهن ما و دیگر ملل خاورمیانه که اغلب مان همچون فرنگیان از کودکی به ورزش همگانی بامدادی و شامگاهی سرشته و پیوسته نشده ایم، پر گزندتر بوده و بی گمان در روند کنونی، طی دو سه دهه پیش رو، نرخ گرفتگی رگ های قلب و غیره و دیابت و ... را چندین و چند برابر خواهد ساخت.

در آموزه های کهن ملی ما ایرانیان نیز، چه در چهارچوب ضرب المثل های عبرت آموز و چه در قواره کنایه های پند و اندرزآلود، به موارد فراوانی بر می خوریم که به تنبلی و تن پروری به شدت تاخته شده و سستی را ریشه و سرچشمه کژی و کاستی شناسانده اند.

ناکوشایی و بی کنشی در هر یک از شخصیت های دوازده گانه و شخصیت مختلط ممکن است پیش چشم و ذهن دیگران آشکار و هویدا شود، اما تنبلی بیشتر از آن که یک اختلال روانپزشکی باشد، یک مشکل معنوی و اخلاقی بیشتر رشدی و پرورشی تا ژنتیک است. لوس و لاابالی بار آوردن کودک به نوجوان و جوان ننر و تن لش می انجامد که چنین حالات بیمارگونه ای می تواند از بسیاری از اختلالات محور یک روانپزشکی ناگوارتر و بدفرجام تر باشد. به راستی بخشی از افزایش چشمگیر اخیر نرخ خودکشی نمی تواند برآمد چنین فرزندسالاری نابهنجاری باشد؟

سستی و کاهلی – که خود پیوستاری با دو سر بهنجار (هنجاری) تا نابهنجار و بیمارگونه دارد - در هر یک از شخصیت های دوازده گانه چهار دسته شخصیتی « ای، بی، سی و دی » می تواند معنا و مفهومی دیگرگون و جداگانه داشته باشد؛ برای نمونه می توان به تفاوت میان طفره رفتن های کمال گرایانه شخصیت منضبط - چهارچوب مند (وسواسی – اجباری) با طفره رفتن های پوچ انگارانه شخصیت منتقد – افسرده (دپرسیو) اشاره کرد که هر دو در دسته (کلاستر) دی قرار می گیرند.

دانش مدارانه ساختن شیوه و اصلاح سبک فرزندپروری بی گمان بنیادی ترین گام در پیشگیری از تنبلی و تن پروری از همان نخستین ماه ها و سال های رشد و پرورش آدمی ست، اما چیره شدن چنین حالاتی پایان کار و فرجام ناگوار چاره ناپذیر نیست و « رفتاردرمانی شناختی » به خوبی از طریق تکنیک های «کنش مند (فعال) سازی رفتاری» همچون ورزش، پیاده روی، دویدن سبک بامدادی یا شامگاهی، شنا، بولینگ، پرتاب دارت، یوگا و مدی تیشن، حرکت درمانی از طریق موسیقی و حرکات موزون، و ... همه و همه می توانند در چیره شدن بر بیماری معنوی، روحی – روانی و اخلاقی تنبلی و تن پروری سودمند باشند.

اصلاح ساختار آموزش و پرورش و فرهنگ و آموزش عالی به همبسته و پیوسته ساختن دانش آموزان و دانشجویان به ورزش همگانی و قهرمانی و اردوهای گروهی – در راستای عادت دادن آنان به پیاده روی، دویدن، شنا، دوچرخه سواری، کوه نوردی، اسب سواری، اسکی و دیگر ورزش های همانند پیوسته روزانه یا هفتگی – از راهبردهای نخست بنیادین است.

برگزیدن چنین راهبردهای پرورشی – تربیتی – اخلاقی در دوران دبستان، دبیرستان و دانشگاه است که از جوانان ژاپنی، روس و آلمانی، زبده و رزمنده ترین جنگجویان جنگ جهانی دوم پدید آورد. و این همان آموزه کهن ملی این مرز پر گزند است:

« ز نیرو بود مرد را راستی / ز سستی، کژی آید و کاستی »

متاسفانه در پی نبود الگوی درست و دانش مدارانه فرزندپروری در دهه های گذشته، این روزها بیماری «تنبلی و تن پروری» در میان نسل نوجوان و جوان دنیازده برندپرست، چشمگیر و برجسته پیش چشم و ذهن می نشیند که بی گمان ریشه در اختلال روانپزشکی « بحران هویت » برخاسته از فرزند سالاری های نابجای دو دهه گذشته هفتاد و هشتاد خورشیدی دارد.

راهبردنویسی و راهکارگزینی در راستای طراحی و انجام یک «رفتاردرمانی شناختی جمعی ملی» با آماج «کنشمند (فعال) سازی تن و روان» می تواند پایانی همیشگی بر طفره رفتن های سستی گرایانه فراگیر برای شتاب بخشیدن به پشت سر گذاشتن چالش ها و کشمکش های سرنوشت ساز پیش روی مان باشد.

*روانپزشک و رواندرمانگر مشکلات جنسی، زناشویی و خانوادگی